|
چهار خواننده حرفه ای پاپ

آن زمان همه بزرگان موزیک و اکثر مردم معتقد بودند که فقط 4 خواننده هستند که پاپ موخونند به طور حرفه ای در بین زنان ایرانی (نوش آفرین.گوگوش.شهره.لیلا) این 4 خواننده که طرفداران بسیار زیادی داشتند جز’ خوانندگان تک و حرفه ای به شمار می آمدند آنها پس از انقلاب خیلی صمیمی بودند ولی الان به خاطر مشکلات زیادی که در زندگی و جامعه وجود دارد رابطه ها کمی سست و ضعیف شده به نظر من دلیلش اینه که پس از انقلاب همدیگرو بیشتر میدیدند ولی در حال حاظر به خاطر فاصله زیاد و مشکلات فراوانی زندگی آنها وجود دارد همدیگرو کمتر میتونند ملاقات کنند و ببینند.
در تاریخ موزیک پاپ ایران بانوان بی شماری آمدند و رفتند.
تنها کسانی که ماندند و می مانند و ماندگارند این چهار بانو هستند.


خاطره ای از شادروان لیلا کسری
شادروان لیلا کسری در خاطراتش مینویسد که سال 54 که برای معالجه به پاریس بودم نزدیک کلیسا راهبه های کلیسا رو در آمد و شد دیدم همان جا آهنگ راهبه نوش آفرین رو سرودم. نا گفته نماند که اکثر ترانه های نوش آفرین را ایشون میسرودند.
زندگی سخت

آن زمان نوش آفرین زندگی بسیار سختی را مجبور بود که تحمل کنه.زندگی که شاید کسی قادر به تحمل کردنش نبوده. نوش آفرین مجبور بود خود به سختی کار کند و خرج و مخارج خانواده اش را تامین کند. و چقدر سخت بود برای یه دختر بسیار زیبا و جوان که در سختی بسیار مشغول به کار کردن باشد ولی بازم اون اصلا مغرور نبود و بیشتر به خانواده اش فکر میکرد تا خود.تا سن 20 سالگی خیلی سختی رو تحمل کرد و مجبور بود با این زندگی تلخ در بود و نبود بسازد بعد نیز با آقای سعید راد ازدواج کرد. به راستی که او بهترین است با این محبوبیتی که در بین ما و مردم ایران و حتی جهان دارد ولی بازم اصلا غرور ندارد و همیشه با مهربانی با همه صحبت میکند. نوش آفرین(نازنین عاشق و بت صدا)به راستی که نازنین عاشق و بت صدا بر اندازش هست. دلی بیکینه دارد و احساسی قشنگ که پر از عشق و محبت هستش.
ای دوست تو چشمانش را بنگر غمی دیرینه دارد غمش به پایان میرسد چون طرفدارانی چون ما دارد
جشن تولد

آن زمان تولد یه نفر در میامی بود که نوش آفرین عزیز نیز در این جشن دعوت شده بود . ولی اصلا حال نداشت و خیلی بی حوصله بود. چشمانش پر از اشک و گلویش پر از بغض. دلش می خواست که با تمام وجود داد بزند ولی افسوس... همه از نوش آفرین خواستند که با صدای گرمش صفایی به جشن بدهد ولی نوش آفرین میگفت که حالم خوب نیست الان توانایی ندارم . با اهنگ گریز شروع کرد وسط بند اول با زانو به زمین خورد و از حال رفت و گریه میکرد. بعد همه متوجه شدند که مادرش جان به جهان اخرت تسلیم کرده و فوت کرده است.
نوش آفرین و بزرگان موزیک

نوش آفرین در آن زمان از جمله هنر مندانی بود که با بزرگان موزیک به کنسرت میرفت. نوش آفرین وقتی روی صحنه می رفت همیشه ساده بود و ساده میرفت و خودش رو هرگز با آرایشهای گوناگون رنگ آمیزی نمیکرد. نوش آفرین همیشه میخواست هنر و استعداد خودشو تو کار خوانندگی نشان دهد نه اینکه خودشو رنگ آمیزی کنه. به این علت که نوش آفرین همیشه ساده رو صحنه می رفت چند بار مورد سرزنش هایده و مهستی قرار گرفت که تو گویی کاباره رو با مدرسه اشتباهی گرفته ای. ولی نوش آفرین ساده بودن را بیشتر از رنگ آمیزی کردن و نشان دادن خود با آرایش و... دوست داشت.روایات زیادی به گوش میرسید که: با اینکه نوش آفرین ساده آرایش میکند ولی بازم زیبا ترین هستش.
فیلمهای نوش آفرین
۱ - خاكستري (۱۳۵۶)
۲ - سكوت بزرگ (۱۳۵۶)
۳ - پاداش يك مرد (۱۳۵۵)
۴ - قاصدك (۱۳۵۵)
۵ - فرار از حجله (۱۳۵۴)
۶ - آب توبه (۱۳۵۳)
۷ - الكي خوش (۱۳۵۳)
۸ - پري خوشگله (۱۳۵۳)
۹ - سازش (۱۳۵۳)
۱۰ - ماشين مشتي ممدلي (۱۳۵۳)
۱۱ - دشمن (۱۳۵۲)
۱۲ - رو سياه (۱۳۵۲)
۱۳ - فرزند شمشير (۱۳۵۲)
۱۴ - قصه ماهان (۱۳۵۲)
خاكستري( 1356)

خلاصه داستان :نوش آفرین:مینو
زينل جواني است تنها و با احوال ماليخوليايي، كه لكنت زيادي دارد و كارش گرفتن عكس براي روزنامه و نوشتن داستان براي مجلات است. زينل فكر و توجه اش به مينو، منشي شركتي، است كه محل كارش در نزديك آپارتمان او قرار دارد. او مينو را مي ربايد و وي را در خانه ي ييلاقي عمويش امجد، در خارج از شهر ، زنداني مي كند. كوشش هاي مينو براي فرار نتيجه اي نمي دهد، تا اين كه يك مرد مسلح زخمي جلو اتومبيل زينل را مي گيرد و با تهديد از او مي خواهد كه او را در ويلايش جا بدهد. مرد از هوش مي رود و زينل او را به بيمارستان مي رساند و مي گريزد. مينو براي رهايي از دست زينل وانمود مي كند كه به او علاقمند است؛ اما در موقعيتي كه چند تن از روستاييان و ژاندارم ها براي رها كردن او تلاش كرده اند با زينل گلاويز مي شود و مي گريزد. زينل در موقع تعقيب مينو به ضرب گلوله ي ژاندارمي از پا در مي آيد.
سكوت بزرگ( 1356)

خلاصه داستان :نوش آفرین: آذر
آذر در دانشكده ي جندي شاپور اهواز در رشته ي ادبيات تحصيل مي كند. خواهر او پروين از شوهرش جمشيد جدا و به كارهاي خلاف كشيده شده است . آذر خواهرش را ترك مي كند، و با جوان دانشجويي به نام همايون قرار ازدواج مي گذارد. وقتي همايون متوجه نسبت خانوادگي آذر و پروين مي شود رابطه اش را با آذر قطع مي كند، و آذر به عنوان سپاهي بهداشت عازم يكي از روستاهاي جنوب مي شود. او روزي با احمد شيكه روبرو مي شود كه راننده ي كاميون است و با حامد و دار و دسته اش بر سر حمل بار اختلاف دارد. مدتي بعد احمد و آذر ازدواج مي كنند و جمشيد به عنوان حق سكوت از آذر اخاذي مي كند. آذر پس از تحويل پول به جمشيد و روبرو شدن با خواهر معتادش با اتومبيل تصادف مي كند. همايون او را مداوا مي كند، و پليس پروين را تحت تعقيب قرار مي دهد. احمد ابتدا به روابط همسرش با همايون شك مي كند، و سپس با تحت نظر گرفتن آذر به جمشيد مي رسد. در يك درگيري جمشيد و پروين كشته مي شوند، و پليس آذر را به عنوان قاتل دستگير مي كند؛ اما احمد به قتل آن دو اعتراف مي كند و پس از سپري كردن ايام محكوميتش زندگي جديدي را با آذر آغاز مي كند.
پاداش يك مرد( 1355)

خلاصه داستان :
دو دوست (بهمن مفيد و مرتضي عقيلي) كه از دوران كودكي با هم بزرگ شده اند در جواني نيز همه جا در كنار يكديگر هستند. يكي از آن دو شيفته ي دختري (نوش آفرين) مي شود كه مورد توجه مردي خلافكار و شرور (علي آزاد) است. او با دسيسه موجب دستگيري رقيبش مي شود و دختر را فريب مي دهد. دختر تصميم به خودكشي مي گيرد؛ اما دوست مرد محبوبش او را نجات مي دهد و براي حفظ آبرو با او ازدواج مصلحتي مي كند. مدتي بعد مرد از زندان آزاد مي شود و با توطئه هاي رقيب به دوستش بدگمان مي شود؛ اما بالاخره حقيقت آشكار مي شود و مرد شرور به سزاي اعمال خود مي رسد.
قاصدك( 1355)

خلاصه داستان :
قاسم ملول جوان قماربازي است كه با سرقت كيف پيرزن ها گذران مي كند. مادرش با او به مهرباني رفتار مي كند.؛ اما پدرش، كه مامور پليس است، به او اعتنايي ندارد. پدر او را از خانه مي راند و قاسم در خانه ي دوستش عزيز ساكن مي شود. قاسم كيف زري را مي ربايد، و زري، چند روز بعد، با ديدن قاسم او را تعقيب مي كند و در تصادف اتومبيل از هوش مي رود. قاسم او را به خانه ي يكي از دوستانش مي برد، و زري پس از به هوش آمدن جارو جنجال راه مي اندازد.ن دو، به تدريج، به هم علاقه مند مي شوند. قاسم در يك مهماني در خانه ي خودش كيف مهمانان را مي ربايد، و نامادري زري او را مي بيند. زري خانه ي نامادري را ترك مي كند و به قاسم پناه مي برد، و قام اورا به عقد خود در مي آورد. قاسم، كه قادر نيست كه كار آبرومندي بيابد، پس از اين كه در مي يابد زري آبستن است ، به يك جواهر فروشي دستبرد ميزند و موقع فرار به ضرب گلوله اي ، كه پدرش به سوي او شليك مي كند، از پا در مي آيد.
فرار از حجله( 1354)

خلاصه داستان :
نبي (منوچهر طايفه) و نگار (نوش آفرين) به يكديگر علاقه دارند؛ اما پدر (رضا رخشاني) و نامادري (شهناز) نگار به كمك چند اوباش در راه وصلت آن دو سنگ اندازي مي كنند، و به نگار اطلاع مي دهند كه نبي در حادثه اي كشته شده است. آنها مصمم هستند كه نگار را به عقد مرد ميانسالي (مرتضي احمدي) درآورند. خودكشي نگار ناموفق مي ماند، و پدر و نامادري اش او را پاي سفره ي عقد مي نشانند. نبي به كمك دوستش سليمان (يدالله شيراندامي) نگار را در روز مراسم عقدكنان مي ربايد و به امام زاده اي مي برد. عده اي مهاجم سليمان را به شدت مضروب مي كنند، و داماد با پناه گرفتن نبي در امام زاده مهاجمان را از تعرض به آنها باز مي دارد. سليمان در كنار نبي، از شدت جراحات، جان مي دهد و نبي، به تلافي، مهاجمان را با چوب دستي مضروب مي كند. سرانجام با رسيدن مأموران ژاندارمري مهاجمان دستگير و نگار و نبي به هم مي رسند.
آب توبه( 1353)

خلاصه داستان :
اهالي محله در يزد از سوي قاسم باج خور مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند، تا اين كه حبيب و طاهر، قاسم را وادار مي كنند تا رويه اش را تغيير دهد. يك شب حبيب در محله اي بدنام با شيرين، كه دوست قاسم است، آشنا مي شود و به او پيشنهاد مي كند كه اگر توبه كند او را به عقد خود درآورد. حبيب شيرين را به مشهد مي برد و خواهرش مريم را به طاهر مي سپارد. قاسم، كه كينه طاهر را به دل دارد از مريم هتك حيثيت مي كند. نانواي محل كه شاهد ماجرا است، سكوت مي كند و طاهر براي حفظ حيثيت خود و دوستش مريم را به عقد خود در مي آورد. نوچه هاي قاسم شايع مي كنند كه طاهر پس از اغفال مريم او را به عقد خود در آورده است. آن ها براي آن كه زبان نانوا را بسته نگه دارند او را در اتاقكي حبس مي كنند. حبيب به قصد انتقام به يزد باز مي گردد؛ اما معتمدان محل براي جلوگيري از خونريزي او و طاهر را وامي دارند كه در گود زورخانه رو در روي هم قرار بگيرند. قبل از آغاز مبارزه نانوا با پيكري مجروح مي گريزد و با كمك شيرين خود را به زورخانه مي رساند و حقيقت را برملا مي كند. حبيب و طاهر به تعقيب قاسم مي روند و سرانجام او را به مأموران پليس مي سپارند.
الكي خوش( 1353)

خلاصه داستان :
مريم (نوش آفرين) پس از مرگ پدرش با توطئه ي عمو (علي اكبر مهدي فر) و دختر عمويش نازي (شهناز) ثروت پدري و نامزدش پرويز (اميرحسين خان شهري) را از دست مي دهد. مريم از برادرش علي (فرهاد حميدي) ياري مي طلبد؛ اما علي بر اثر تصادف گرفتار مي شود و از دوست صميمي اش رضا (رضا بيك ايمانوردي) مي خواهد كه به كمك خو.اهر و مادرش (مليحه نصيري) برود. آن دو از خانه ي عمو رانده مي شوند و پس از مدتي مادر او فوت مي كند. رضا با كف زني وسايل راحتي مريم را فراهم مي كند. رضا كه مي داند مريم در پي همسري است كه از پرويز مقام و موقعيت بالاتري داشته باشد او را با دوست متمولش نادر (منوچهر وثوق) آشنا مي كند. رضا به كمك نادر ثروت مريم را از عمويش بازپس مي گيرد و به او باز مي گردانند. پس از آن مريم و نادر پاي سفره عقد مي نشينند.
پري خوشگله( 1353)

خلاصه داستان :
پري (شهناز تهراني) پس از مرگ پدرش مسئوليت نگهداري خانواده اش را به عهده مي گيرد. او كه در صدد است خواهر كوچكترش مريم (نوش آفرين) را كه تحت قرارداد يك جانبه ي اصغر (احمد معيني) در كافه كار مي كند نجات دهد، از شيراز به اصفهان مي رود و سر راه جواني ثروتمند به نام پرويز (منوچهر وثوق) قرار مي گيرد. پري در روزنامه مي خواند كه پرويز در پي راننده ي شخصي است. او با پوشيدن لباس مردانه و با نام ماشاالله به استخدام پرويز درمي آيد. پري درمي يابد كه عموي پرويز تصميم دارد دخترش لادن را به عقد برادرزاده اش درآورد، و پرويز با اين وصلت مخالف است. پرويز به پري علاقه مند مي شود تا اينكه عمو با تباني اصغر پري را گروگان مي گيرند تا پرويز حاضر به ازدواج با لادن شود. پرويز براي نجات جان پري مي پذيرد؛ اما پري از مخمصه مي گريزد و با لباس جاهل ها در مراسم ازدواج پرويز حاضر مي شود. موقع اجراي برنامه كلاه مخملي از سر ماشاالله مي افتد و پرويز درمي يابد كه او همان پري است. او با پري پيمان زناشويي مي بندد و مريم را به عقد برادرش هوشنگ (فرخ ساجدي) درمي آورد.
سازش( 1353)
خلاصه داستان :
جواد جوان آس و پاسي است كه به دختري به نام بتول علاقه دارد، كه مادرش بيمار است. جواد براي تأمين هزينه درمان و عمل جراحي مادر بتول به قصد دزدي به خانه زني به نام زيبا مي رود و در آنجا متوجه رابطه ي زيبا با مردي به نام خلايق مي شود كه رئيس انجمن محل است. جواد تصميم مي گيرد به جاي سرقت، از خلايق اخاذي كند. روز بعد جواد به خانه ي خلايق مي رود و او را از درخواستش مطلع مي كند. تمام اختيار زندگي خلايق در دست همسرش بدري است و او براي پرداخت پول به جواد دچار مشكل مي شود. جواد در خانه ي خلايق مي ماند، و از رابطه ي نامشروع فرزند او با كلفت خانه مطلع مي شود و به تدريج وارد زندگي رقباي خلايق در انجمن محل مي شود و دست تك تك آنها را رو مي كند. عاقبت در جلسه ي انجمن محل جواد خود را نامزد رياست انجمن مي كند و پس از انتخاب شدن نامزدش بتول را نيز از ياد مي برد، در حالي كه خود در دام زيبا گرفتار مي شود.
ماشين مشتي ممدلي( 1353)

خلاصه داستان :
جيم لال (منوچهر اخضرپور)، كه از فرنگ بازگشته، همراه ناخواهري هايش به دنبال جواهراتي است كه پدرشان قبل از مرگ در هتل بهار پنهان كرده است. آنها با اتومبيل سواري حسن جت (حسن رضايي) به سوي شمال حركت مي كنند. سرعت زياد و رانندگي غيرعادي حسن جت موجب مي شود كه سرنشينان چند اتومبيل و يك كاميون (محمدرضا فاضلي، غلام علي گلچين، پروين ملكوتي، علي زاهدي، غلامحسين بهمنيار و نعمت الله گرجي) متوجه هدف آنها شوند. دو گروه ابتدا با هم درگير مي شوند، اما سرانجام براي يافتن پول با هم، همدست مي شوند و همگي با ميني بوس مشتي ممدلي (منصور سپهرنيا) عازم هتل بهار مي شوند كه مدير آن حجت (منصور سپهرنيا) شباهت زيادي به راننده شان دارد. آن ها سرانجام جواهرات را مي يابند و هر يك سهم خود را دريافت كرده و با ميني بوس مشتي ممدلي به سوي مقصد خود حركت مي كنند. ميني بوس به جاي آن كه به تهران بازگردد به طرف پاسگاه پليس حركت مي كند. در پاسگاه مشخص مي شود كه جواهرات متعلق به دولت است. آنها پس از تحويل دادن جواهرات از جايزه اي كه مبلغ نسبتاً زيادي است بهره مند مي شوند.
دشمن( 1352)

خلاصه داستان :
عده اي پس از بازي قمار در جاده ي حاشيه ي نخلستان حبيب (ذكريا هاشمي) را زير اتومبيل بشير (ناصر ملك مطيعي) مي اندازند و او جان مي دهد. وجيه (نوش آفرين)، همسر حبيب، و پدر او (محمدتقي كهنموئي) با شكايت خود بشير را به زندان مي اندازند؛ اما بشير به قيد ضمانت آزاد مي شود. وجيه براي تأمين معاش پسرش ممل (شهرام ثميني پور) و پدر شوهرش در جست و جوي كار است؛ اما مؤفق نمي شود كار آبرومندي بيابد. او به توصيه ي يكي از دوستانش خواننده ي كاباره ي خليج فارس مي شود. بشير مراقب او است، و از طريق دوستش كاظم (مرتضي عقيلي) براي آنها پول مي فرستد. وجيه به تدريج به بي گناهي و صداقت بشير پي مي برد. زني كه دوست قادر (حسين گيل) است فاش مي كند كه حبيب به دست قادر كشته شده و سپس توسط او زير اتومبيل بشير انداخته شده است. بشير با قادر درگير مي شود، و در نزد اهل محل او را وادار به اعتراف مي كند.
رو سياه( 1352)

خلاصه داستان :
مهدي بلنده (يدالله شيراندامي) با قول ازدواج از نيره (ملوسك) هتك حثيت مي كند. نيره بارها به خانه ي مهدي مراجعه مي كند و براي مادر (مهري وداديان) و خواهرش فاطي (نوش آفرين) پيغام مي گذارد، و وقتي نتيجه اي نمي گيرد تهديد به شكايت مي كند. مهدي و خانواده اش به يزد مي روند، و هوشنگ بدنام (مهران صدري) به كمك يكي از دوستان مهدي بلنده (احمد معيني) نيره را به خانه ي عمومي مي كشاند. از طرف ديگر اكبر يزدي (منوچهر وثوق) به فاطي علاقه مند مي شود؛ اما مهدي مخالف وصلت آنها است. فاطي از خانه مي گريزد و در مسير هوشنگ بدنام قرار مي گيرد، كه او را به خانه ي عمومي مي برد و سرپرستي از او را به نيره مي سپارد. ماشاالله (عزت الله رمضاني فر)، برادر اكبر يزدي، برادرش را از ماجرا با خبر مي كند. نيره در مقابل شيون و التماس هاي فاطي تاب نمي آورد و باعث فرار او مي شود، ومهدي پس از اطلاع از فداكاري نيره با او وصلت مي كند.
قصه ماهان( 1352)

خلاصه داستان :
بين خانواده ي طاهر (كامياب كسروي) و خانواده ي زمان (يدالله شيراندامي) از ديرباز درگيري بوده است. طاهر به منظر (نوش آفرين)، خواهر زمان، علاقه دارد. پدر طاهر به مادر زمان علاقه داشته و درگيري بين دو خانواده از همين جا شروع شده است. زمان و خواهرش با عقيل (امرالله صابري) و مادرش (مليحه نصيري) زندگي مي كنند. عقيل هم دلباخته ي منظر است. طاهر از مرشد (محمدعلي كشاورز)، كه متولي خانقاه است، تأسي مي جويد. طاهر و منظر به هم قول مي دهند كه اگر يكي شان زودتر از دنيا رفت ديگري هم خود را از پا درآورد. زمان و عقيل از رابطه ي طاهر با منظر مطلع مي شوند، و روزي كه طاهر با منظر در عمارت كلاه فرنگي قرار دارد عقيل به آنجا مي رود تا از منظر به عنف هتك حرمت كند؛ اما منظر موقع فرار از ارتفاع سقوط مي كند و كشته مي شود. زمان معتقد است كه طاهر منظر را كشته است و طاهر كه خيال مي كند منظر را زمان كشته است با او درگير مي شود؛ اما از خود دفاع نمي كند تا زمان او را در حياط عمارت كلاه فرنگي از پا درآورد. مرشد به طاهر كمك مي كند تا به پشتبام عمارت برود. او، بنا به وعده اي كه به منظر داده، خود را از بام به زير مي اندازد.
فرزند شمشير( 1352)

خلاصه داستان :
دشمني هاي حاكمي جبار مردم دهكده اي را به ستوه آورده است. مرد جواني موسوم به «فرزند شمشير» (فخرالدين) رو به روي حاكم جبار و حاميانش قرار مي گيرد و به كمك زني (پوري بنايي) حاكم و افرادش را تار و مار مي كند، و پس از آن با زن پيمان زناشويي مي بندد.

نوش آفرین قرارداد بازی در فیلم بدون حضور سعید راد را نپذیرفت

هفته گذشته یکی از تهیه کنندگان فیلم فارسی به سراغ نوش آفرین رفت تا ازوی دعوت کند تادر فیلم آینده او به اتفاق هنرپیشه مرد دیگری به غیر از سعید راد شرکت کند .امانوش آفرین این پیشنهاد را قبول نکرد و گفت : من در هیچ فیلم سینمایی بازی نمی کنم مگر اینکه همبازی من در این فیلم سعید راد باشد ،چون تنها حضور سعید راد در فیلم و راهنمایی های اوست که من میتوانم از عهده نقش خود بخوبی برآیم .

دختران شایسته

در سال 55 در میدان گلها یک گود بای پارتی بود که میزبان آن کارگردان آن زمان اقای شکوهی بود که اکثر میهمانان خارجی بودند . آن شب این خواننده بهترین ترانه هایش را خواند . در پایان خط ساحل را اجرا کرد . که مثل توپ صدا داد وهمه کیف کردند. و دیگر اینکه خانم دیبا مادر فرح از نوش آفرین ولیلا به عنوان دختران شایسته یاد می کرد.

نوش آفرین پیشنهاد ازدواج گرفت

شایع است نوش آفرین خواننده و هنرپیشه معروف اینروزها با یک عاشق سمج روبرو شده و با وضعی که در حال حاضر برای موزیک وسینما پیش آمده بعید نیست در آینده نه چندان دور تن به ازدواج بدهد .نوش آفرین که حدود سه سال و نیم با سعید راد روابط دوستانه ای داشت هیچگونه شایعه دیگری در اطرافش به گوش نرسید و زمانیکه سعید راد از همسر خود جدا شد شایعه ازدواج او و سعید راد قوت گرفت ولی آن دو برخلاف انتظار ناگهان از یکدیگر جدا شدند و هرکدام به راه خود رفتند .نوش آفرین که در مدت آشنایی با سعیدراد شایعه ای در اطرافش وجود نداشت پس از جدایی از سعید راد با یک شایعه تازه روبرو شد و آن اینکه مدتی است روابط صمیمانه ای با یک مرد که ظاهرا عاشق و واله اوست پیداکرده و جالب آنکه مرد تازه زندگی این چهره از وی درخواست ازدواج نموده است .گفته شد نوش آفرین که مخارج افراد خانواده خود را نیز به عهده دارد همیشه از ازدواج گریزان بود ولی با وضع فعلی و بیکاری در محیط سینما وموزیک پیدا شده بعید نیست نوش آفرین از تصمیم قبلی خود منصرف شده واین بار ازدواج را برخوانندگی و بازیگری ترجیع دهد .
توضیح : لازم به ذکر است که در آستانه انقلاب سعیدراد و نوش آفرین بلاخره با یکدیگر ازدواج نمودند و در دهه شصت راهی خارج از کشور شده ابتدا به هند وبعد به آمریکا عزیمت نمودند .چندسال پیش آنها با یکدیگر متارکه کردند وسعید راد به ایران بازگشت و به بازی در چند فیلم سینمایی از جمله دوئل پرداخت ولی نوش آفرین در آمریکا ماندگارشد و کار خوانندگی را ادامه داد.
نوش آفرین و فریدون
در آن زمان نوش آفرین با شخصیتهایی کار می کرد که باعث بزرگی نام آنها نیز شد و آنها را نیز بسیار مشهور کرد جالب اینجاست که آن شخصیتها همه نام فریدون را بر خود داشتند شخصیتهایی چون :فریدون خشنود. فریدون فرخزاد ودر حال حاظر فریدون اسکندر که شخصی بینهایت با استعداد و حرفه ای و با شخصیت میباشد کار میکند



+ | نويسنده : وحید علینژاد تاريخ : دوشنبه یکم بهمن 1386 |
|